X
تبلیغات
سینمای ایرانی بازیگرای ایرانی

سینمای ایرانی بازیگرای ایرانی

سینما

خون بازی

+ نوشته شده در  88/01/15ساعت 10:24 PM  توسط --->ستاره<---  | 

سوپر استار

با فروش 126 ميليوني؛ «سوپر استار» دومين فيلم پرفروش نوروز 88

 

شهاب حسيني در نمايي از فيلم

:: شهاب حسيني در نمايي از فيلم "سوپراستار" ساخته تهمينه ميلاني ::

فيلم سينمايي «سوپراستار» به كارگرداني «تهمينه ميلاني» با فروشي معادل 126 ميليون تومان به عنوان دومين فيلم پرفروش اكران نوروز 88 شناخته شده است.
«سوپراستار» در حالي توانسته است طي 8 روز به چنين مبلغي دست يابد كه سينما آزادي با فروشي معادل 35 ميليون تومان و سينما فرهنگ با فروشي بالغ بر 24 ميليون تومان بيشترين حجم استقبال از تازه‌ترين ساخته سينمايي «تهمينه ميلاني» را به خود اختصاص داده‌اند.
بر اساس اين گزارش، «سوپراستار» از تاريخ اول فروردين ماه روانه پرده سينماها شده است كه علاوه بر 24 سينما و فرهنگسرا در تهران به صورت همزمان در 15 شهرستان نيز اكران شده است كه براساس گفته مسولان هدايت فيلم استقبال از اين فيلم روز به روز در حال افزايش است و اين فيلم مي‌تواند در ادامه اكران، خود را به باشگاه ميلياردي‌ها برساند كه در اين صورت، اين دومين موفقيت چشمگير فيلمي از تهمينه ميلاني پس از «آتش بس» خواهد بود.
فيلم‌هاي «ديگه چه خبر» (1371) و «زن زيادي» (1384) نيز جزو فيلم‌هاي پرمخاطب تهمينه ميلاني بوده‌اند.
شهاب حسيني، فتانه ملك‌محمدي، محمدرضا شريفي‌نيا، سارا خوئيني‌ها، ليلا زارع، نسرين مقانلو و افسانه بايگان از جمله بازيگران
«سوپراستار» هستند كه در جشنواره بيست و هفتم فجر نيز توانست در بين ده فيلم منتب تماشاگران قرار گيرد.

عکسها در ارشیو

+ نوشته شده در  88/01/12ساعت 11:57 AM  توسط --->ستاره<---  | 

قدیم

اصغر سمسار زاده (( اصغر ترقه با تکیه کلام نکن همچین ...نکن همچین)) و گوگوش

 

 

 

ابی و شهرام شب پره

 

 

گوگوش و رامش

 

 

شکیلا

 

 

ارحام صدر و میری

 

 

زنده یاد علی حاتمی و همسرش زری خوشکام

 

 

شهرام و شهبال شبپره و ابی در گروه بلک کتز سابق

 

 

آرام و ژاله کریمی ( از بازیگران قبل از انقلاب)

 

 

اکی بنایی

 

 

پرویز کاردان ( مراد برقی)

 

 

لی لی ( بازیگر قدیمی )

 

 

نمایی از فیلم دختر لر اولین فیلم ایرانی محصول سال 1933

 

 

کودکی شهره

 

 

لیلا وهوشنگ بهشتی در نمایی از یک فیلم

 

 

نوجوانی بیژن مرتضوی

 

 

سعید کنگرانی
سعید کنگرانی هنرپیشه سالهای قبل از انقلاب که با فیلم ازدواج به سبک ایرانی در دو سه سال قبل فعالیت خود را مجددا آغاز کرد.

 

 

عارف ، ویگن ، گوگوش و رامش

 

 

کودکی فرامرز اصلانی

 

 

وفا ، عارف ، فریدون فروغی

 

 

اصغر سمسارزاده و ژاله کریمی

 

 

بهروز وثوقی و شهره آغداشلو

 

 

فرزان دلجو و آیلین ویگن ( دختر ویگن)

 

 

فروزان و مسعود کیمیایی

 

 

گوگوش و دختران شایسته ( دقت کنید نفر وسط چه شباهتی به هانیه توسلی دارد)

 

 

 

منوچهر سخایی ، پوری بنایی ، گوگوش ،داود رشیدی و ..

 

 

شهره وشهرام صولتی

 

 

منوچهر سخایی، ناصر ملک مطیعی ، داود رشیدی ، پوری بنایی و گوگوش

 

 

فرح پهلوی و گوگوش

 

 

حسن شماعی زاده ، گوگوش و اردلان سرفراز آهنگساز نامی

 

 

لیلا فروهر و مال خواننده بین المللی

 

 

رامش و منوچهر سخایی

 

 

نوش آفرین وهمسر سابقش سعید راد (( سعید راد هم اکنون در ایران است و در فیلمهای سینمایی بازی می کند))

 

 

دو خواهر(( مهستی و هایده)) در مراسم جشن چهارشنبه سوری در سال 1353  

 

 

 

گوگوش و اصغر سمسار زاده ( اضغر ترقه)

 

 

گیتی ، گوگوش ، مهستی ، عارف، رامش و منوچهر سخایی

 

 

وفا ، پوران ، گوگوش و زنده یاد حسین سرشار (( بازی حسین سرشار در فیلم اجاره نشینها را که فراموش نکرده اید؟ همان مستاجر طبقه آخر که پشت بام خانه را به باغچه تبدیل کرده بود)) وی علاوه بر بازیگری و دوبله فیلم خواننده اپرا نیز بود و در اپراهای فرانسه و ایتالیا نیز فعالیت داشت. وی در سال 1375 در گذشت روحش شاد.

 

 

چند عکس که نیاز به توضیح ندارد

 

 

 

 

 

 

گیتی، گوگوش و مهستی در بالا و نشسته عارف ، رامش و منوچهر سخایی

 

 

زنده یاد حمید قنبری دوبلور جری لوییس و هنرمند پیشکسوت رادیو هر چند که سه دهه سکوت را پیشه کرده بود، اما هنرش آنقدر پر رنگ است که بعد از سی سال سکوت هم نمی توان فراموشش کرد.

 

 

  گوگوش و شادروان فردین (( کارگردان ، بازیگر ، تهیه کننده و ورزشکار)) 

 

 

زنده یاد پرویز یاحقی استاد مسلم آهنگسازی و همسر سابق بانو حمیرا

 

 

لیلا فروهر وفرزان دلجو

 

 

گوگوش و چنگیز وثوقی برادر کوچکتر بهروز وثوقی (( بازی چنگیز وثوقی در سریال امام علی (ع) که یادتان هست ! ))

 

+ نوشته شده در  88/01/06ساعت 11:42 PM  توسط --->ستاره<---  | 

بهروز وثوقی

بهروز وثوقي: با همه محدوديت‌ها، سينماي ايران قابل تقدير است

خليل وثوقي (بعدها بهروز) در سال ۱۳۱۶ در خوي (آذربايجان غربي) متولد شد. نخستين فيلمي كه در آن بازي كرد «صد كيلو داماد» نام داشت. با فيلم «قيصر»ِ مسعود كيمايي پرآوازه شد.
او همسر سابق گوگوش است. هنگامي كه به آمريكا رفت تا در فيلمي از بهمن زرين‌دست بازي كند، در ايران انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و از آن هنگام به ايران باز نگشت.
وثوقي در سال ۱۹۷۳ جايزه بهترين بازيگر مرد جشنواره جهاني فيلم هند در دهلي را براي بازي در فيلم تنگسير
و در سومين جشنواره جهاني فيلم تهران در سال ۱۳۵۳ براي بازي در فيلم گوزن‌ها از آن خود كرد.

از دهه چهل خورشيدي به اين سو پا به دنياي هنر گذاشته، بيش از ۵۰ فيلم سينمايي در داخل و خارج از ايران بازي كرده و به عنوان بهترين بازيگر سينماي ايران برنده چندين جايزه از جشنواره‌هاي جهاني شده است.

بازي در فيلم قيصر (مسعود كيميايي)، نام اين بازيگر توانمند را پرآوازه ساخت و به قيصر سينماي ايران معروفش كرد. ۳۰ سال است كه در آمريكا زندگي مي‌كند، جايي كه ضمن بازي در چند فيلم، در چند نمايشنامه ايراني هم نقش‌آفريني كرده است.
 
ميهمان برنامه گفت‌و‌گوي ويژه راديو فردا در آغاز سال ۱۳۸۸ خورشيدي ، كسي نيست جز:
...
بهروز وثوقي

آقاي وثوقي ، خوشحالم كه امسال هم با شما از سال نو صحبت مي‌كنم...

  سال نو را به هموطنان در سراسر دنيا خصوصا به ايرانياني كه ساكن ايران هستند تبريك مي‌گويم و خوشحالم كه هنوز هم زنده هستم و اين شانس را دارم تا از طريق شما با هموطنانم يك گپ كوتاه داشته باشم.

من هم خوشحالم، اگر به يادت مانده باشد سال گذشته كه من با شما حضورا در آلمان صحبت كردم. قصد داشتي براي اجراي تئاتر «از ماهواره با عشق» به دبي بروي. مي‌شود راجع به اين تئاتر كمي صحبت كني؟

نمايش از ماهواره با عشق، در دبي بسيار موفق بود. خيلي‌ها از ايران براي ديدن نمايش و ديدن من آمده بودند. اين نمايش خيلي گل كرد. هر سه شبي كه آنجا بود سه اجراي خوب داشتيم. مي‌دانيد مسئله براي من كمي حساسيت‌زا است. وقتي سن آدم بالاتر مي‌رود سليقه‌اش هم سخت‌تر مي‌شود. شايد خيلي از كارهايي كه در جواني انجام داده در اين سن حاضر به انجامش نباشد.

براي من هم پيشنهاد كار در فيلم و هم كار در تئاتر زياد بوده، اما آن چيزي كه من مايل به اجراي آن هستم كمي مشكل است. نه اين كه غير ممكن باشد. من اين مشكل بودن را دوست دارم چون احساس مي‌كنم در مقابل هموطنانم مسئوليتي دارم و بايد مواظب كارهايي كه انجام مي‌دهم باشم و اگر كار درستي نباشد انجام ندهم. مبادا اين توهم بوجود بيايد كه من توجهي به مسئوليتي كه روي دوشم دارم ندارم.

اما به هر حال كارهايي هست كه در دست مطالعه دارم. تئاتري هست كه تمرينش را به زودي آغاز مي‌كنيم و يكي دو پيشنهاد فيلم داشته‌ام كه براي نخستين بار داستانهايشان را پسنديده‌ام و احتمالا فيلمبرداري اين فيلم‌ها امسال در جاهاي مختلفي انجام مي‌شود.

پوستر تئاتر



در مورد كتابتان چطور؟ با چگونه استقبالي روبه‌رو بوده است؟

از كتابم كه مجموعه خاطرات پشت صحنه فيلم‌هاي من است، استقبال بسيار خوبي شد. فروشش خصوصا در آمريكا بسيار خوب بود و دوستاني هم بودند كه از آنجا مي‌خريدند و با خودشان به ايران مي‌بردند. شنيده‌ام كه اين كتاب در آنجا به صورت زيراكس دست‌به‌دست شده و حتي عده‌اي امضاي مرا هم تقليد كرده‌اند.

من با انتشارات معين قرارداد دارم اگر چه كتابم براي چاپش در ايران هنوز مجوز نگرفته است اما مؤسسات و ناشرين ديگر نمي‌توانند آن را تكثير كنند، مگر اينكه با انتشارات معين وارد مذاكره بشوند.

وقتي كتاب به صورت زيراكس [پخش] شده اين نشان مي‌دهد كه آن قدر موثر بوده‌ام كه مردم خواهان خواندن آن هستند. با توجه به ايميل‌ها و تلفن‌هاي دريافتي، برداشتم اين بوده است كه كتاب مورد استقبال هموطنانم قرار گرفته است؛ چون اين كتاب واقعا صادقانه نوشته شده است.

اشاره كرديد كه يك تئاتر در پيش رو داريد. آيا امكان دارد كه در مورد محتواي اين تئاتر چيزي بگوييد؟

الان نمي‌خواهم راجع به آن صحبت كنم. قبل از اجرا تلفن مي‌زنم و به تو خواهم گفت كه دقيقا در چه مرحله‌اي است. فعلا در حال نوشته شدن است و انشاالله تا دو سه ماه ديگر كار تمرينات آغاز مي‌شود و پس از آن به مرحله اجرا مي‌رسد.

آقاي وثوقي عزيز، شما بيش از ۳۰ سال است كه از دنياي فيلم در ايران دور هستيد. اما هنوز هم مطرحيد. راز ماندگاري بهروز وثوقي در سينماي ايران در چيست ؟

اشاره كردم به مسئوليتهايي كه هر ملتي به هنرمندش اعطا مي‌كند. من هنرمند نيستم. من يك بازيگر ساده‌ام ولي در عين حال اين مسئوليت از طرف مردمم به من داده شده است و مردم از من متوقعند. وقتي مردم كارهايي را از تو مي‌پذيرند ديگر مشكل است كه هر كاري را بپذيري. ديگر آن‌ها كارهاي ساده و پيش پا افتاده را از آن هنرمند نمي‌پسندند. اين مسئوليت بزرگي است و شايد راز ماندگاري آن فيلم‌ها در گذشته همين باشد.

همان قدر كه هموطنانم هنوز هم اين فيلم‌ها را بعد از سي سال مي‌بينند براي من ارزشمند است. براي حفظ ارزشي كه مردم به من داده‌اند نمي‌توانم هر كاري را بپذيرم .

بهروز وثوقي به همراه آنتوني كوئين


هنرمند در هر رشته هنري كه فعال است نبايد فراموش كند كه اگر مردم وجود نداشته باشند و از كارش استقبال نكنند، اگر مخاطب نداشته باشد اصولا هنرمند هم وجود ندارد. يك نقاشي زماني نقاشي‌اش ارزشمند خواهد بود كه مردم هم آن را ببينند. وگرنه نصب آن تابلو در كنج خانه خود چه ارزشي دارد؟

به دليل اين مسئوليت‌ها است كه نمي‌شود هر كاري را پذيرفت. مردم بزرگ‌ترين قاضي كار هنرمنداند. راستش من روي ايران و هموطن ايراني تعصب دارم. حالا اين تعصب از نظر عده‌ايي زشت است -اشكال ندارد، اين زشتي را به جان مي‌خرم. من نمي‌توانم بپذيرم كه كسي به هموطنم به نام كشورم و به سرزمينم توهين كند.

آقاي وثوقي عزيز، چندي پيش، يكي از هنرمندان مطرح سينماي ايران به من گفت كه «اگر چه بهروز وثوقي به آمريكا رفت و مدت‌ها است كاري از او نديده‌ايم، اما كسي هنوز هم نتوانسته است جاي او را در سينماي ايران بگيرد» خودت چطور فكر مي‌كني؟

من فكر مي‌كنم دنياي سينما آنقدر بزرگ و وسيع است كه احتياجي نيست كسي جاي كس ديگري را بگيرد. هر كسي بايد جاي خودش را پيدا كند.

مقصود اين بود كه آن سبك و سياقي كه در سينماي ايران ابداع كردي منحصر به فرد است. چه بسا كساني آمدند تا اين خط و خطوط را ادامه دهند اما نتوانستند.

اين هنرمند عزيز مي‌داندكه قرار نيست كسي جاي كس ديگري را بگيرد. همه آن هنرمنداني كه در ايران هستند خودشان صاحب سبك و سياق هستند. الان هنرمندان جوان مملكت دارند خوب مي‌درخشند. هراز گاهي البته هنرمنداني كه الان در عرصه سينما مي‌درخشند مرا هم با تلفن‌هايشان شاد مي‌كنند.

اين حرفت باعث شد بپرسم آيا سينماي ايران را دنبال مي‌كني؟

طبيعتا ، چطور مي توانم اهل سينما باشم و فيلم‌هايي را كه توي مملكتم ساخته مي‌شود دنبال نكنم؟ اما خيلي از كارها به دستم نمي‌رسد ولي آن‌هايي را كه به دستم مي‌رسد با دقت و توجه نگاه مي‌كنم. كنجكاوم كه بدانم با چه كيفيتي و در چه شرايطي ساخته شده است.
با در نظر گرفتن چارچوبي كه هنرمند در آن فضا (ايران) بايد رعايت كند. تلاش‌ها، تلاش‌هاي محكم، سنگين و قابل قبولي است. اصولا هنر در چارچوب نمي‌گنجد و وقتي ما مي‌بينيم يك هنر در چارچوب محدود مي‌شود و باز هم با وجود همان محدوديت‌ها و چارچوب، حرف‌هايي زده مي‌شود و كارهايي ساخته مي‌شود كه ارزشمند و براي من قابل تقدير است.

تقدیم به اقای حسین امامی

+ نوشته شده در  88/01/06ساعت 11:30 PM  توسط --->ستاره<---  | 

گلشیفته

گلشيفته به ايران بازمي‌گردد

گلشيفته فراهاني با اكران نوروزي فيلم سينمايي "درباره الي" راهي ايران مي‌شود تا به فعاليت خود در سينماي ايران ادامه بدهد.

به گزارش خبرگزاري انتخاب به نقل از مهر، فراهاني در نشست مطبوعاتي "درباره الي" در برلين اعلام كرده بود با پاسپورت ايراني از كشور رفته و با همان پاسپورت قصد دارد به ايران بازگردد. اين سخنان نشان از آن داشت كه بازيگر جوان سينما تمايلي به ماندن در خارج و ادامه بازيگري در سينماي اروپا و هاليوود به شرط ترك سينماي ايران ندارد.

رفتن فراهاني از ايران و بازي او در فيلم سينمايي "مجموعه دروغ‌ها" و در نهايت خبرهايي كه در حاشيه اين اقدام‌ها منتشر شد، اتفاقي غير منتظره براي دست‌اندركاران فيلم سينمايي "درباره الي" بود. اين فيلم كه در چارچوب كاملاً‌ قانونمند سينماي ايران توليد شده بود، به دليل شرايطي كه براي فراهاني به وجود آمد در تعليق قرار گرفت.

البته در همان مقطع جناح‌هايي كه معمولاً انتقادهايي را متوجه بخش‌هاي مختلف سينما مي‌دانند از جمله هيئت اسلامي هنرمندان يا مشاور رئيس جمهوري در امور هنري موضعگيري چندان منفي در اين مورد نكردند. اينها نويد بخش برخوردي منطقي‌تر با اتفاق رخ داده بود.

حضور فيلم در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر و از همه مهمتر نامزدي آن در رشته‌هاي مختلف و در نهايت كسب چند جايزه از جمله دو جايزه مهم بهترين كارگرداني و بهترين فيلم از نگاه مردم، نشان داد موضعگيري‌ها نسبت به چهارمين فيلم اصغر فرهادي رو به تعديل است.

"درباره الي" با موفقيت در جشنواره فيلم برلين و بردن خرس نقره‌اي بهترين كارگردان، بيشتر از حواشي كه در مورد آن مطرح مي‌شد فاصله گرفت. در مراسم افتتاحيه جشنواره فيلم فجر هم رسول صدرعاملي در بخش بزرگداشت خود يادي از گلشيفته كرد و گفت: همين ديشب صحبت اين بود كه با سفر همكارانمان به جشنواره برلين، دختر كوچك سينماي ايران را به وطن بازگردانيم.

پس از اين اظهارات صدرعاملي بود كه فراهاني در نشست مطبوعاتي "درباره الي" در برلين اعلام كرد با پاسپورت ايراني از كشور رفته و مي‌خواهد با پاسپورت ايراني به وطنش بازگردد. موضعگيري مثبت جواد شمقدري درباره بازگشت گلشيفته به ايران نشان از برطرف شدن بسياري از اخبار و حواشي به وجود آمده دارد.

مشاور هنري رئيس جمهوري حدود 20 روز قبل اعلام كرد بازگشت گلشيفته را به ايران بدون مانع مي‌داند. با توجه به حمايت رئيس جمهوري از اكران "درباره الي" در جشنواره و موفقيت‌هاي داخلي و خارجي فيلم و از سوي ديگر نظرهاي مثبت در مورد بازگشت فراهاني، مي‌توان اميدوار بود همزمان با اكران نوروزي "درباره الي" اين بازيگر جوان و مستعد به ايران بازگردد.

+ نوشته شده در  88/01/06ساعت 11:26 PM  توسط --->ستاره<---  | 

وقتي همه خوابيم

 وقتي همه خوابيم ساخته بهرام بيضايي

مژده شمسايي بازيگر نقش اصلي وقتي همه خوابيم

وقتي در انتهاي دهه 1370، بهرام بيضايي كارگردان و فيلم نامه‌ نويس سرشناس سينماي ايران، "سگ‌كشي" را ساخت، ميان آن و فيلم قبلي ‌اش "مسافران" 9 سال فاصله زماني افتاده بود و همين، اشتياق علاقه ‌مندان فراوان آثار او را به شكلي وراي حد تصور افزون كرده بود.

برخلاف فيلم‌ هاي محبوبي چون "مرگ يزدگرد" يا "چريكه تارا" يا "باشو غريبه كوچك"، فيلم جديد بيضايي در فضاي شهري معاصر مي ‌گذرد و باز برخلاف فيلم‌ هاي شهري ديگري چون "كلاغ" و "شايد وقتي ديگر"، كه با وجود مضمون تاريخي و اجتماعي‌شان فضايي فارغ از مناسبات عيني جامعه روز و زندگي روزمره داشتند، كاملا در نسبت با شرايط سال هاي جنگ و پس از آن قرار مي ‌گرفت و آكنده و انباشته از نشانه‌ ها و اشاره‌ هاي كنايي به پس زمينه‌ ها و محيط و ناهنجاري‌ هاي جامعه و زمانه رخ دادن وقايعش بود.

به اين دليل و بابت دوري از آن جهان آييني روياگون و كابوس ‌وار، كه قلمرو اختصاصي بيضايي را در بهترين فيلم ‌هايش شكل مي ‌دهد، "سگ‌كشي" محبوبيتي همه‌جانبه نزد همه فيلم ‌بين‌ هاي حرفه ‌اي به دست نياورد و منتقدان در رويارويي با آن به دو دسته موافق و مخالف تقسيم شدند. اين اتفاقي بود كه در خصوص "باشو" و برخي فيلم‌هاي ديگر بيضايي، مطلقاً رخ نداده بود و همه يك صدا زبان به تحسين آن گشوده بودند.

امسال و در مواجهه اوليه اهالي حرفه‌اي سينما و عرصه نقد با "وقتي همه خوابيم"، فيلم تازه بهرام بيضايي، همان ميزان محبوبيت نسبي "سگ‌كشي" نيز به شدت كاهش يافت و حتي فاصله 7 ساله ساخت دو فيلم با وجود اشتياقي كه براي ديدن دوباره نام بيضايي بر پرده سپيد سينما به وجود آورد، نتوانست كمك شايان توجهي به اقبال خاص فيلم برساند؛ چرا كه عصبيت شديد و افراطي فيلم، ميزان واكنشي بودن آن و محدود شدنش به ابعاد كوچك يك جوابيه شتابزده، آن اشتياق را به سرخوردگي محض رساند.


ماجرا اين بود كه اولاً بيضايي يك سال و اندي پيش شروع به ساختن يكي از فيلم نامه‌هاي معاصرش "لبه پرتگاه" كرد و در ميانه مراحل ساخت آن فيلم با تحميل بازيگران اصلي از سوي تهيه‌كننده و اختلافاتي كه ميان بيضايي و او پيش آمد، فيلم نيمه‌كاره و ناتمام به جا ماند و بيضايي بر آن شد تا به شكلي انتقام جويانه و افشاگرانه ماجراي پشت صحنه فيلم خودش را بسازد و به اصطلاح امروزي ‌ها از آن تهيه‌كننده "يك حال اساسي بگيرد".

ثانياً بيضايي مي‌ خواست در لابه‌لاي اين شرح پشت صحنه، فيلمي را كه گروه در حال ساخت آن هستند نيز نشان بيننده بدهد و بعد از خروج كارگردان از پشت دوربين آن فيلم فرضي، به ما منتقل كند كه فيلم مهمل در دست ساخت توسط اطرافيان جناب تهيه‌ كننده با فيلمي كه بنا بود كارگردان اصلي و متين و سينماشناس بسازد، چه اختلاف سطح فاحشي دارد.

در خصوص قصد اول، بيضايي عملا حد و سطح اين عكس‌العمل را تا آن جا تنزل داد كه صحنه‌ هاي حضور يك سرمايه ‌گذار در فيلمش (با بازي مجيد مظفري) به دليل گريم خاص او كه به كاريكاتوري از تهيه ‌كننده مورد غضب بيضايي مي ‌مانست، به يكي از مضحك ‌ترين سكانس‌ هاي واكنشي در تاريخ سينماي ايران بدل شد و عملا اين استاد سينما را در جايگاه جواني لجباز قرارداد كه انگار دارد دندان‌ هايش را از خشم به هم مي فشارد و با ادا و شكلك درآوردن، حركات فرد مورد كينه خود را تقليد مي ‌كند و از او مضحكه مي ‌سازد.

در مورد قصد دوم نيز فيلمي كه در دل فيلم "وقتي همه خوابيم" مي‌ بينيم و ظاهراً بازيگر اصلي اوليه آن (با بازي مژده شمسايي) فيلم نامه‌اش را نوشته، چنان بي‌منطق، چنان دچار پيچيده‌ نمايي‌ هاي غيرضروري و چنان عصبي و سطحي است كه هيچ گونه همدلي را در ما به عنوان تماشاگر برنمي ‌انگيزد تا احيانا بخواهيم به مناسباتي كه اجازه نداد اين فيلم ساخته شود، نفرت بورزيم.


فقط محض نمونه، سه شخصيت خشن منفي اين فيلم كه صحنه‌هاي پاياني‌اش را تنها به مدد تجسم بازيگران و كارگردان كنارگذاشته ‌شده ‌اش مي ‌بينيم، بعد از كشتن اشتباهي زني به جاي مردي، وقتي مي ‌بينند مرد دارد آزاد و رها و زنده در مقابل ‌شان راه مي ‌رود، از فرط تعجب بر اثر اشتباه ‌شان، كلاه/نقاب‌هاي خود را از سر برمي ‌دارند؛ آن هم در پياده‌ رويي كه پر از انبوه مردم و شاهدان قتل است!

اين گونه واكنش‌ هاي تشديد شده شخصيت‌ ها در آثار ديگر بيضايي، از "غريبه و مه" و "چريكه تارا" تا "شايد وقتي ديگر" و حتي "سگ‌كشي"، با حرف و حس و جهان آييني و ميزانسن‌ هاي سنجيده و عمق مضموني اثر همخواني داشت و حتي نوعي سبك‌ شناسي تلقي مي شد، اگر كسي به منزله نوعي ايراد، صفت "اغراق‌آميز" را بدان ها نسبت مي ‌داد.

اما حالا و در "وقتي همه خوابيم" دنياي صد در صد رئال فيلم جايي براي پذيرش اين رفتارها نمي ‌گذارد و نيز اين گونه واكنش‌ هاي تشدي د‌شده خود بيضايي به ممنوعيت ‌ها و تنگناهاي هر هنرمند آگاه و فهيم در هر دوراني از حاكميت قدرت و سرمايه بر جهان انديشه و هنر در آثار ديگر بيضايي، از "مجلس قرباني سنمار" و "كارنامه بندار بيدخش" تا "ديباچه نوين شاهنامه" و "طومار شيخ شرزين"، با نوع پردازش و ميزان بار تمثيلي غني و سرشاري كه داشت و با ظرافتي كه در طرح مضمون غمبار "هنرمند تاوان دانايي خويش را پس مي‌دهد" به كار مي ‌بست، به بيشترين تأثيرگذاري ممكن دست مي ‌يافت.


اما حالا كه صراحت و مستقيم‌ گويي عجيب "وقتي همه خوابيم" آن را به نوعي جوابيه سينمايي شبيه كرده است، ديگر نمي ‌توان دريافتي جامع ‌تر و تعميم ‌پذيرتر از اين متن داشت تا همسطح آثار ديگر استاد، ماندگار و فاقد تاريخ مصرف و دور از ارجاعات فرامتني صرف به نظر برسد.

شناسنامه

وقتي همه خوابيم
كارگردان: بهرام بيضايي
تهيه‌كننده: ب. بيضايي
فيلمنامه‌نويس: ب. بيضايي
فيلمبردار: اصغر رفيعي جم
تدوينگران: ب. بيضايي، سپيده عبدالوهاب
موسيقي: محمدرضا درويشي
بازيگران: مژده شمسايي، عليرضا جلالي‌تبار، حسام نواب‌صفوي، شقايق فراهاني، مجيد مظفري، هدايت هاشمي، حسين محب‌اهري، سحر دولتشاهي، رضا مختاري، افشين خورشيدباختري، اميركاوه آهن‌جان، علي اوليايي.

خلاصه داستان: اين فيلم درباره زني است كه به‌علت تصادف اتومبيل و از دست دادن همسر و فرزند و كشته شدن راننده ماشين مقابل، احساس گناه مي ‌كند و به‌همين دليل، كسي را اجير مي كند تا او را بكشد. اما...

+ نوشته شده در  88/01/06ساعت 11:25 PM  توسط --->ستاره<---  | 

پرويز پرستويي :به خدا قسم از ديدن فيلمهاي روي پرده خجل مي شوم

پرويز پرستويي :به خدا قسم از ديدن فيلمهاي روي پرده خجل مي شوم

پرويز پرستويي در گفت وگويي با انتقاد شديد از توقيف فيلمهاي كتاب قانون و صد سال به اين سالها گفت :اينكه راحت بنشينيم وبي توجه به زحمات دوستان وسينماگران فيلمي را توقيف كنيم دوراز عدالت است. پرستويي در اين گفت وگو در پاسخ به سوالي كه چرا از قبول برگزاري بزرگداشت خود در جشنواره امسال طفره رفتيد گفته است :وقتي قرار است از كسي تجليل كنيم حتما او براي ما فرد موجهي است اما من طي دوسال گذشته با تمام عشق واحساسم دوفيلم كار كرده ام كه از اكران ونمايش آنها ممانعت به عمل آمد .اينها نبايد مرا تجليل كنند بلكه بايد مرا تعديل كننديعني من برخلاف شئونات وقاونين كاري راانجام داده ام .يعني برخلاف نظام جمهوري اسلامي كار كرده ام .اگر چنين است چرا به من اجازه كار كردن مي دهند. وي درادامه اين گفت وگو گفت :به خدا قسم برخي اوقات من از ديدن فيلمهاي روي پرده خجل مي شوم و شرم دارم كه حتي آنها راببينم

وي ادامه داد :سينماي ماالان ضربه هاي بدي مي خورد كه جاي نگراني ندارد .پس از ساخت هر فيلم برخي مسئولان بايد روي اثر نظر بدهند كه بي اجازه ونظر آنها نبايد فيلمي عرضه شود واين باعث تاسف است .بازيگر فيلم اژانس شيشه اي همچنين درادامه گفت :اگر كسي براي امرار معاش وغم نان كار سطحي ونازل مي كند به نظر من اول مدير ما مقصر است . پرستويي درادامه به نكته جالبي اشاره كرد وافزود :آدم برفي چهار سال توقيف بود ولي حالا بارهااز تلويزيون پخش مي شود.چرا مسئولان باترس ولرز به ما نگاه مي كنند وبه ما اطمينان ندارند

!قابل توجه بعضیا!

+ نوشته شده در  88/01/06ساعت 11:23 PM  توسط --->ستاره<---  | 

×××حامد بهداد در نقش یک روحانی×××

 

فيلمبرداري «كيميا و خاك» از پروژه سي‌سالگى انقلاب اسلامى با بازي متفاوت «حامد بهداد» در نقش يك روحاني و استاد دا‌نشگاه در زمان انقلاب اواخر امسال به پايان مي‌رسد.
خيابان‌هاي تهران، ‌آخرين لوكيشن‌هاي فيلمبرداري اين پروژه هستند.
اين پروژه به مناسبت سي‌سالگى انقلاب اسلامى با حمايت بنياد سينمايى فارابى توليد مي‌شود.
فيلم داستان پنج شخصيت مختلف است كه قصد دارند با آخرين پرواز قبل از تعطيلى فرودگا‌ه‌ها در سال 57 تهران را به مقصد پاريس ترك كنند.
فيلم «كيميا و خاك» داستاني اجتماعي در موضوع انقلاب اسلامي دارد. 
با پايان اپيزود سوم فيلم، فيلم‌برداري اپيزود چهارم آن آغاز شده و تا 28 اسفند به پايان مي‌رسد.
عوامل اين فيلم عبارتند از:
تهيه‌كننده: عباس رافعي و بنياد سينمايي فارابي، نويسندگان: عباس رافعي و بهرام صحيحي، كارگردان: عباس رافعي، مدير فيلمبرداري: محمد آلادپوش، مدير صدابرداري: عباس رستگاري، طراح صحنه: اصغر نژادايماني، تدوين: نازنين مفخم، جلوه‌هاي ويژه: اصغر پورهاجريان و محسن پورهاجريان.
بازيگران: حسين يارى، پريوش نظريه، امير آقايى، آزيتا حاجيان، سياوش طهمورث، اميرمحمد زند، محسن افشانى، اصغر نژاد ايماني، فرامرز روشنايى و حامد بهداد.
داستان «كيميا وخاك» كه جزو پروژه سي‌سالگي انقلاب اسلامي است در آبان سال 57 مي‌گذرد و در 5 اپيزود ساخته مي‌شود. داستان اين فيلم در آبان ماه 57 مي‌گذرد، فضاي ملتهب آن دوران را به تصوير مي‌كشد و 5 اپيزود داستاني با 5 شخصيت دارد كه اين داستان‌ها به شيوه روايت‌هاي مدرن در هم ادغام شده‌اند.

«آزيتا حاجيان» در فيلم نقش زني را بازي مي‌كند كه همسرش زنداني سياسي است و خودش در اطلاعات 118 كار مي‌كند. اين شخصيت باعث ربط اپيزودها با يكديگر مي‌شود.
رافعي پيش از اين فيلم‌هاي «راز مينا»، «پروانه»، «آيه‌هاي زميني»، «راه طي‌شده»، «آفتاب بر همه يكسان مي‌تابد»، «گراناز» و «تولدي ديگر» را ساخته و «كيميا و خاك» هشتمين فيلم بلند سينمايي وي به‌شمار مي‌رود.

 

+ نوشته شده در  88/01/05ساعت 9:47 AM  توسط --->ستاره<---  |